دفترک!
دفترک یکم بلاگفا
او...
دل گرفته باشد برای بعد!....
چند روزه نیومدم این طرفا... شلوغه گمونم سرم!...
و درگیر...
چه قدر خوبه که بچه ها خوشن...
یه سرور درست و حسابی تو این دنیا نیس؟؟؟... شاید به کل ول کردن خوبه ها؟....
اسم درست و حسابی یافت نمیشه... فقط همین دفترک همه جا بازه!!!
او...
اینجا می نویسم صفحه اول بلاگفا نمیره گمونم... چه خوب! ارتباط فقط با خودم! کسی اینجا نیس...
از اونسو گوگی نعره می کشد!! خرسی زوزه... وای ! چه سکوتی!!! ... جنگل های افریقا ...
او...
تاریخ و ساعت این یادداشت به یادم بمونه....
کنج بد بخت بیچارمو حذف کردم.... پتانسیلش معرکه بود... اگه تو اون سرور نبود حذفش نمی کردم... این سرور ها هم مث همونن؟... . نمیدونم...فقط میدونم اونجا نباید دوباره متولد شد!....
همون فعلی کافیه... از اونجا بیرون نمیکشمش.. دوست دارم کنج رو یه جای دیگه برپا کنم... کنج می شد... می تونست... تجربه م رو این یکی واقعا زیاد بود... به جز....
اصلا میخوام هک یاد بگیرم!!! :دی....
به هر حال کنج رو حذف کردم... وب معرکه ی عزیزمو... حتی نمیدونم تا الان لو رفته یا نه که بتونم از مطالبش استفاده کنم....
بدم میاد از اونجا!.... بدم میاد!! واقعا بدم میاد... یه دور دیگه هم بدم میاد...
به نام او...
وا! دو حالت داره... یا خود من ... یعنی خود مجازی من دقیقا ۱۱۶۲ نفرم!!!
یا این قالب طوری طراحی شده که هر ۵ نفر به ۵ نفر ۱۱۶۲ نفر می پره بالا
یا ... (سه حالت شد؟
)
یا واقعا با چارتا مطلب ۱۱۶۷ نفر میان وبت سر بزنن... ببینم تو بلاگفا خبریه؟؟؟ یا واقعا چارتا مطلب این وبلاگ جالبه؟؟؟
هیچکدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام!
همین الان دوباره شد هفتا...
لشکر دیوها حمله کرده بودن !! یا دفترچه یادداشت من قاط زده بود... دفترچه یادداشت صفر و یکم بلاییه ها!!!
به نام او...
همیشه برام جالب بود اینایی که ییهو شروع میکردن به "به روز کردن" سی تا چهل تا شونصد تا مطلب پشت هم میذاشتن.... الان برا اولین بار دارم به روز کردن به تعداد بالای سه چهارتا رو تجربه می کنم... بدم نیست! جالبه!
بسم الله...
دعوا شد! بین مدیریت بلاگفا و پارسی بلاگ!
چه صحنه ی جلبی!! ... رو مدیریت دفترک بودم ... از اونطرف وارد کنج که شدم رو همین مدیریت دفترک صفحه مدیریت کنج باز شد! ... بابا دعوا نکنین... من تو جفتتون می نویسم!!!
وبلاگ نویسی برا شخص خویش خیلی حال دارد
یه وبلاگ تماما متعلق به مخاطب ... یکی ۵۰ درصد برا مخاطب .. یکی صد در صد برای خودم خب!!
پس با اجازه من همچنان حرافی کنم!
بسم الله
اولین بار که وبلاگ نوشتم اذر بود.. همین جا... اوندفعه هم به کسی نگفتم... بعدش گفتم... الانم شاید بعدش گفتم... ولی الان فرق داره... الان الانه... دوسال بعدم با الان فرق داره... از الان برا دو سال بعد!!
ولی به دوسال قبلم ... نه نه... دوسال قبلم خیلی هم خوب بود... اره خوب بود!

ای نام تو...
خدایا!
(همه چیز رو که نباید نوشت... یه چیزایی باید یه جواریی دیگه نوشته بشه... شایدم نانوشته ... وقتی واسه خدای تبارک و تعالی باشه... اصلا نوشته هم نشه! فرقی نداره که.)
